چهارشنبه , 30 خرداد 1403

به یاد پدران و مادران چشم انتظار شهدا؛

چشم و دلمان روشن؛ شهید گمنام آمد

به قلم: مجتبی داراب پور

از گوشه و کنار این سرزمین مقدس، صدای پای استخوان های تکه تکه شده می آید، صدای پای آشنایی که شاید در گمنامی و غربت باشد اما برای مردم از هر آشنایی آشناتر و از هر نزدیکی نزدیک‌تر است، صدایی که با نزدیک شدنش، بیش از هرکسی، دل مادران و پدران چشم به راه فرزند شهید را می لرزاند.

هر چند مدت، پیکرهای از نام آوران و اسطوره های جاویدنام به دیارمان بازمی‌گردند، تا ما یادمان باشد برای وجب به وجب این خاک مقدس چه خون های پاکی ریخته شده و چه دلیرمردانی جان داده اند.

شهادت هنر می خواهد، هنری که تنها قسمت بزرگمردان می شود. هنری که فقط مردان خدا از پس آن برمی‌آیند.

شهدای گمنام، بزرگترین میراث میهن هستند. آنهایی که تنها شناسنامه شان چند تکه استخوان است. پس از گذشت سالها از شهادتشان، امروز چه غریبانه به این سرزمین مقدس برگشته اند. هیچ کس آنها را نمی شناسد و هیچ کس نام و نشانی از آنها ندارد. فقط می دانیم که زاده ایران و فرزند این خاکند، قهرمان وطن و مردان خوشنام این دیارند، همین و بس.

حال یکی از شهدای گمنام در شرکت فولاد اکسین خوزستان آرام می گیرد. انگار دنیا را به اکسینی ها داده اند، در و دیوار شرکت به عطر و بوی شهید معطر شده.

خیال مادران شهدا راحت باشد، اکسینی ها با پیکر به جا مانده از شهید گمنام، به مانند عزیزترین کَس‌شان برخورد خواهند کرد، با افتخار بر دوش می گذارند و در نهایت احترام تشییع و تدفین می کنند.

اشتراک گذاری
https://sobhekhouzestan.ir/?p=4387

مطلب پیشنهادی

انتصاب رئیس ستاد مردمی «ایران من» در خوزستان/محمود صادقی حکم گرفت

صبح خوزستان – در این حکم آمده است: بسم تعالی حکم خدمت جناب آقای محمود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *